سفالی

فرهنگ عمید

آنچه از جنس سفال باشد: کوزۀ سفالی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) منسوب به سفال آنچه از سفال سازند سفالین: کوزه سفالی. یا خانه سفالی. خانه ای که روی آنرا با سفال پوشند.

جمله سازی با سفالی

💡 زاهد خشک بود دشمن جان میکش را چون سفالی که خورد خون می بی غش را

💡 نیست با مشاطه گلبن طرازم حاجتی عشق اگر خواهد بروید بر سفالی جنتی

💡 ای من سگ تو درد سفالی کرم کنم من کیستم که باده ز جام زرم دهی

💡 هر کس ز تیغ غمزه او سر دریغ داشت جام سفالی از لب کوثر دریغ داشت

💡 هم سفالین ساغرم بشکست و هم مسکین دلم شحنهٔ شهر امشب از سنگی گناهی کرد و رفت