زکند، که به صورت زکنج نیز شناخته میشود، به نوعی کاسه بزرگ سفالی اشاره دارد. این واژه در فرهنگهای مختلف، به ویژه در فرهنگ رشیدی، به معنای ظرف سفالی بزرگ آمده است. همچنین در برهان و انجمن آرا نیز به همین معنا به کار میرود. کاسههای سفالی از دیرباز در زندگی روزمره مردم نقش مهمی ایفا کردهاند و کاربردهای متنوعی داشتهاند. این ظرفها نه تنها در آشپزی و نگهداری مواد غذایی، بلکه به عنوان وسیلهای برای حمل و نقل و ذخیرهسازی مایعات نیز مورد استفاده قرار میگرفتهاند. از آنجا که ساخت این ظروف نیاز به مهارتهای خاصی دارد، تولید آنها خود نشاندهنده فرهنگ و هنر هر منطقهای است.
زکند
لغت نامه دهخدا
زکند. [ زُ ک َ ] ( اِ ) زکنج. ( فرهنگ رشیدی ). بمعنی زکنج است که کاسه سفالین بزرگ باشد. ( برهان ). بمعنی کاسه سفالین است. ( انجمن آرا ):
مدح ترا به هزل نبردم برای آنک
نوشیدن رحیق نیاید خوش از زکند.سوزنی ( از فرهنگ رشیدی ).رجوع به زکنج شود.
فرهنگ معین
(زُ کَ ) (اِ. ) کاسة سفالین.
فرهنگ عمید
کاسۀ سفالی: مدح تو را به هزل نبردم به سر از آنک / نوشیدن رحیق نیاید خوش از زکند (سوزنی: مجمع الفرس: زکند ).
ویکی واژه
کاسة سفالین.
جمله سازی با زکند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلق عاجز چقدر نازکند بر اقبال مور بیچاره اگرپر به درآرد مگس است
💡 رزق، خلوتگه اندیشهٔ روزیخوار است دانه هرگاه مژه بازکند منقار است
💡 به نا امیدی دلکیست چشم بازکند بس است اگر مژهای گاهگاه میگرید