زه گرفته

لغت نامه دهخدا

زه گرفته. [ زِه ْ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) آبستن شده. بارگرفته ( زن یا جانور ماده ). || زمینی که شایستگی کشت و زرع را پیدا کرده. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(زِ گِ رِ تِ ) (ص مف. ) ۱ - آبستن شده، بار گرفته (زن یا جانور ماده ). ۲ - زمینی که شایستگی کشت و زرع پیدا کرده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - آبستن شده بار گرفته ( زن یا جانور ماده ). ۲ - زمینی که شایستگی کشت و زرع را پیدا کرده.

ویکی واژه

آبستن شده، بار گرفته (زن یا جانور ماده)
زمینی که شایستگی کشت و زرع پیدا کرده.

جمله سازی با زه گرفته

💡 زلف تو شد زره‌گر و عارض به زیر او از بیم تیغ غمزه گرفته زره‌وری

💡 دهم توت یک عید جزئی می‌باشد که در آن برای یادآوری محاصره اورشلیم روزه گرفته می‌شود.

💡 آن ابروی کشیده کمان از چه خانه خاست وین غمزه گرفته کمین در پناه کیست؟

💡 روزه گرفته پارسا ورد چه خواند و دعا گرسنه سه روزه را بر سر خوان بگره بخوان

💡 ای روزه گرفته تو از مایده بالا روزه بگشا خوش خوش کان غره عید آمد

💡 در آزمایشگاه اثر این اختلاف زمان را برای اختلاف ارتفاع ۱ متر نیز اندازه گرفته‌اند.

ایذه یعنی چه؟
ایذه یعنی چه؟
پیل یعنی چه؟
پیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز