ریختگی مصدری است از ریشهی ریختن که در مفهوم کلی به عمل ریزش، روانشدن یا سفک و انصباب دلالت دارد. این واژه در متون کهن فارسی و فرهنگهای لغت، همچون ناظمالاطباء و فارسی معین، با معانی فراتر از کاربرد عام آن بهکار رفته است. برای نمونه، در متون پزشکی تاریخی مانند ذخیرهی خوارزمشاهی، از اصطلاح ریختگی ماده برای توصیف خروج ناگهانی خلط یا مادهای از بدن استفاده شده که نشانهای از قوّت بدنی و بهبود حال بیمار تلقی میگردیده است.
در معنایی دیگر، ریختگی به حالت یا شکل هر چیز روانشدهای اشاره دارد که در قالب خاصی جای گرفته و شکل آن را پذیرفته باشد. این تعریف، ارتباط نزدیکی با فرآیندهای ساخت و تولید دارد که در آن مواد روان، مانند فلزات گداخته یا مواد مذاب، به درون قالبی هدایت میشوند تا پس از سرد و سفت شدن، شکلی معیّن و از پیش طراحیشده به خود بگیرند. این کاربرد، بهویژه در حوزههای صنعت و هنرهایی مانند ریختهگری فلزات، سفالگری و تولید مجسّمهها جایگاه ویژهای دارد.
بنابراین، واژهی ریختگی در زبان فارسی دامنهای گسترده از معانی انتزاعی تا عینی را در بر میگیرد؛ از توصیف فرآیندهای طبیعی و پزشکی ریزش و انفصال گرفته تا فرآیندهای صنعتی شکلدهی مواد. این مفاهیم همگی در چارچوب عمل ریختن و نتیجهی حاصل از آن، یعنی بهدستآمدن شکلی جدید یا خروج مادهای از جایگاه نخستین، با یکدیگر پیوند میخورند و غنای این واژه را در بیان موقعیتهای گوناگون نشان میدهند.