رویگردانی
مترادفها
روگردانی، پشت کردن، دوری کردن
متضادها
روی آوردن، استقبال
لغت نامه دهخدا
روی گردانی. [ گ َ ] ( حامص مرکب ) روگردانی. عمل روی گرداندن. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
عمل روی گرداندن اعراض.
فرهنگستان زبان و ادب
{churn} [مهندسی مخابرات] فرایندی که در آن مشترکان به طور پیاپی خدمات دهندگان را تعویض کنند
ویکی واژه
فرایندی که در آن مشترکان بهطور پیاپی خدماتدهندگان را تعویض کنند.
جمله سازی با رویگردانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چنانکه این سیاستها معمولاً با سختتر ساختن دسترسی به منابع بانکی و کاهش امکان دسترسی به وجوه بودجهای و مانند آن و در یککلام سیاستهای انقباضی میتواند با تأثیرگذاری روی سطح دستمزدهای اسمی و درآمدها زمینه را برای رویگردانی از سیاست انقباضی و بازگشت دوباره به سیاستهای انبساطی فراهم سازد.
💡 در سالهای اخیر، شاهد رویگردانی گسترده نسل جوان از مشاغل سنتی و تمایل آنها به ورود به حوزههای فناوری و دیجیتال هستیم.
💡 تغییرات اقلیمی شدید باعث رویگردانی بسیاری از کشاورزان از کشت محصولات آببر شده و حرکت آنها به سمت روشهای جدید کشاورزی شده است.
💡 روانشناسان معتقدند که رویگردانی از ارزشهای قدیمی در جوامع مدرن، ناشی از تغییرات سریع در ساختار فرهنگی و اجتماعی است.