روژ

لغت نامه دهخدا

روژ. [ رُژ ] ( اِ ) ماده ای سرخ رنگ که زنان به لب مالند. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( ص ) سرخ. قرمز: پودر روژ. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(رُ ) [ فر. ] ۱ - (اِ. ) ماده ای آرایشی که زنان به لب یا گونه مالند. ۲ - (ص. ) سرخ، قرمز.

فرهنگ عمید

ماده ای به رنگ قرمز یا رنگ های دیگر که زنان برای زیبایی به لب می زنند، ماتیک.

فرهنگ فارسی

سرخ، سرخی، سرخ خاب
۱ - ( اسم ) مادهای سرخ رنگ که زنان بلب مالند. ۲ - ( صفت ) سرخ قرمز پودر روژ.

فرهنگ اسم ها

اسم: روژ (دختر) (کردی) (تلفظ: rozh) (فارسی: روژ) (انگلیسی: rozh)
معنی: روز، خورشید

ویکی واژه

ماده‌ای آرایشی که زنان به لب یا گونه مالند.
سرخ، قرمز.

جمله سازی با روژ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خالید بی ره فیق روژ وه شه و نه که م چون تاف ئاوان ته رک خه ونه که م

💡 به پشت عرش سلیمان به سینه هیکل دیو به گوش قالب صرصر به چشم روژان نار

💡 درآی انتره سوفرانس رنج و دولر درد سیه نوار بود روژ سرخ و ژن شد زرد

💡 پیروژه سپهر بود زیر مهر آنک نام ترا کند چو نگین نقش بر ضمیر

💡 وی همچنین در تیم‌های ملی رده پایه فوتبال نروژ بازی کرده‌است.

جوز یعنی چه؟
جوز یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز