روز پسین

لغت نامه دهخدا

روز پسین. [ زِ پ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) روز آخرین. || روز قیامت. ( ناظم الاطباء ):
پرستش همان پیشه کن یا نیاز
همه کار روز پسین را بساز.فردوسی.هست یکایک همه بر جای خویش
روز پسین جمله بیارند پیش.نظامی.مپندار دلها بداغ تو ریش
که روز پسین آیدت خیر پیش.سعدی.

فرهنگ معین

(زِ پَ ) (اِمر. ) کنایه از: رستاخیز.

فرهنگ فارسی

روز آخرین. یا روز قیامت

ویکی واژه

کنایه از: رستاخیز.

جمله سازی با روز پسین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مشنو تو که سجاده دل برکند از مسواک این سابقه پیشین تا روز پسین باشد

💡 آنکه سرمست شبی پیش تو بتواند خفت نیست هشیار که تا روز پسین برخیزد

💡 ماتم روز پسین گیر به پیشین یکچند خون دلرا بدو چشم آور و پالایش کن

💡 طالب آن باشد که تا روز پسین از طلب یکدم نیاساید یقین

💡 روز پسین چه سود به جز آه و حسرتت صد بار پشت دست به دندان گزیده گیر