روبرو

روبرو

کلمه‌ی «روبرو» در فارسی به معنای مقابل، مواجه یا در برابر کسی یا چیزی قرار گرفتن است. این واژه معمولاً برای توصیف موقعیت مکانی یا وضعیتی که دو چیز یا دو نفر مستقیماً مقابل هم قرار دارند، به کار می‌رود. روبرو می‌تواند هم به معنای فیزیکی باشد، مانند نشستن یا ایستادن در مقابل شخصی، و هم به معنای معنوی و مجازی، مانند روبرو شدن با مشکلات، چالش‌ها یا مسئولیت‌ها. در ادبیات فارسی، نویسندگان از این واژه برای بیان مواجهه با شرایط یا احساسات استفاده کرده‌اند تا تأکید بر نزدیکی یا مقابله مستقیم داشته باشد. این واژه می‌تواند با حالت احترام، تضاد، رقابت یا حتی صمیمیت همراه باشد و بسته به زمینه‌ی کاربرد دارد. از نظر معنایی، این کلمه با واژه‌هایی مانند مقابل، مواجه، روبه‌رو و رو در رو هم‌معنی است.

لغت نامه دهخدا

روبرو. [ ب ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) محاذی. مقابل. در پیش. ( ناظم الاطباء ). روبارو. ( آنندراج ). مواجه و مقابل. ( لغت محلی شوشتر نسخه خطی ). برابر. رویاروی. رجوع به روبروی شود:
دید قبرستان و مبرز روبرو
بانگ برزد گفت کی نظارگان...ناصرخسرو.دو لشکر روبرو خنجر کشیدند
جناح و قلب را صف برکشیدند.نظامی.کسی را روبرو از خلق بخت است
که چون آیینه پیشانیش سخت است.نظامی.جهان چیست مهمان سرایی، در او
نشسته دو سه ماتمی روبرو.؟ ( از یادداشت مؤلف ).- امثال:
روبرو بودن به از پهلو بود،نظیر: المقابلة خیر من المقارنة.

جمله سازی با روبرو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جوهر مردی در آن ساعت نمایان می شود چون کنند آیینه مردان روبرو با هم دگر

💡 چه صورتی تو که من در تو خویش مینگرم بدان قیاس که آئینه روبرو دارم

💡 با همه کس ز روی مهر همدم و همنشین شوی دست بدست و روبرو روی بما نمیکنی

💡 هرچه می گوید امیری زهد و تقوی میفروشد من از او باور نخواهم کرد اینک روبرو کن

قند یعنی چه؟
قند یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز