لغت نامه دهخدا
دیپلماتیک. [ ل ُ ] ( فرانسوی، ص نسبی ) دیپلوماتیک. مربوط به دیپلمات. متعلق به کارهای سیاسی.
- هیأت دیپلماتیک؛ نمایندگان سیاسی مقیم پایتخت کشوری. مجموعه مأموران و نمایندگان کشورهای خارجه در پایتخت یک کشور.
دیپلماتیک. [ ل ُ ] ( فرانسوی، ص نسبی ) دیپلوماتیک. مربوط به دیپلمات. متعلق به کارهای سیاسی.
- هیأت دیپلماتیک؛ نمایندگان سیاسی مقیم پایتخت کشوری. مجموعه مأموران و نمایندگان کشورهای خارجه در پایتخت یک کشور.
(لُ ) [ فر. ] (ص مر. ) مربوط به دیپلمات.
مربوط به امور سیاسی، سیاسی.
سیاسی، مربوطبه سیاست وامورسیاسی، زیرک
(سیاسی): مربوط به دیپلماسی و دیپلمات؛ سیاسی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر دو کشور در سال ۱۹۹۶ با هم روابط دیپلماتیک برقرار نمودند. ارمنستان یک سفارتخانه در وین دارد و نمایندگی کشور اتریش در ارمنستان از طریق سفارت اتریش در مسکو روسیه عمل میکند.
💡 مکاتبات میان وایْتْهال و نمایندگانِ دیپلماتیکِ بریتانیا در استانبول و سَن پِتِرْزْبورْگ در طول سالهای ۱۷۴۷–۱۷۲۹ م، اگرچه بیشتر مربوط به عثمانی و روسیه و سیاستِ دولتِ بریتانیا در این زمینه بود، بااینحال شاملِ منابعِ زیادی دربارهٔ نادرشاه است.
💡 بن حلی دارای مدال ارتش آزادیبخش ملی الجزایر و تعدادی نشان تقدیر بخاطر فعالیتهایش در زمینه اقدام عربی از جمله نشان دیپلماتیک از سازمان آفریقا-آسیا است.