دولت سرا

لغت نامه دهخدا

دولت سرا. [ دَ / دُو ل َ س َ ] ( اِ مرکب ) دولت سرای. خانه سعادت و دولت. سرای دولت. تعبیری ادب و احترام آمیز از کاخ شاهان. کوشک و بارگاه. ( ناظم الاطباء ). کاخ. قصر:
خاصه در دولت سرایی کاندر او مدحت سرا
تنگ سیم آید و زو بیرون شود با تنگ سیم.سوزنی.بیا ساقی آن آب حیوان گوار
به دولت سرای سکندر سپار.نظامی.دورم به صورت از در دولت سرای تو
لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم.حافظ.|| دولت منزل. دولت خانه. در زبان ادب، تعبیری احترام آمیز از خانه کسی؛ دولت سراکجاست ؟ ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

سرای دولت، بارگاه، قصر، کاخ سلطنتی.

جمله سازی با دولت سرا

💡 بر در دولت سرای یأس رفتم شب به عجز باز می‌شد تا در فیض سحر من در زدم

💡 شاها! روا مدار که «ترکی» تمام عمر محروم ماند از در دولت سرای تو

💡 آستانت بوسه داده هر صباحی آفتاب تا تواند شد مگر قندیل این دولت سرا

💡 هر جا که رخت جاه و جلال تو افگند آنجای عیش خانه و دولت سرای باد

💡 تا ترا دولت سرا گردیده، می بوسد سپهر آستان خانه ی زین ترا، یعنی رکاب

💡 به پیش تخت شاهنشه فرا داشت سرافرازم در آن دولت سرا داشت

لاشی یعنی چه؟
لاشی یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
دبیرستان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز