دودلی

دودلی

لغت نامه دهخدا

دودلی. [ دُ دِ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی دودل. ارتیاب. شک ورزیدن. دودل بودن. دودله بودن. تردید. تردد. تعلل. شک. ذبذبة. تذبذب. شک و تردید. مردد بودن. ( یادداشت مؤلف ):
ادبم مکن که خردم خللم مبین که خاکم
ببر از نهاد و طبعم دودلی و ده زبانی.نظامی.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. ) شک و تردید.

فرهنگ فارسی

شک و تردید مردد بودن.

دانشنامه عمومی

دودلی (دژ). دودلی ( انگلیسی: Dudley Castle ) قلعه ای ویران در انگلستان است.

ویکی واژه

indecisione

جمله سازی با دودلی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این همه ترس و نفاق و دودلی باری چیست نه که در سایه و در دولت این مولایی

💡 ای تو به نور مستقل وی ز تو اختران خجل بس دودلی میان دل ز ابر گمان چرا چرا

💡 تو دورای و دودلیّ و دلِ صاف آن‌ها راست که دل خود بهلند و دل دلبر گیرند

💡 ز یکدلی مگذر زانکه شیشة ساعت نشسته از دودلی‌هاست تا میان در خاک

💡 ور ز آنک همی‌آیی با خویش مبر دل را کز دل دودلی خیزد گه گرمی و گه سردی

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز