دندانه‌ای

مترادف‌ها

دندانه‌دار، کنگره‌دار

فرهنگستان زبان و ادب

{dentate, toothed, notched} [زیست شناسی- علوم گیاهی] 1. در مفهوم عام، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانه دندانه باشد 2. در مفهوم خاص، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانه های تیز و بیرون زده داشته باشد

ویکی واژه

۱. در مفهوم عام، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانه‌دندانه باشد ۲. در مفهوم خاص، ویژگی برگی که حاشیۀ آن دندانه‌های تیز و بیرون‌زده داشته باشد.

جمله سازی با دندانه‌ای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قفل‌ها از ما گشاید فتح‌ها از ما شود هرکجا تقدیر مفتاح است ما دندانه‌ایم

💡 جمع کن افراد را با خود پی انجام کار اره با دندانه‌ها برد نه با دندانه‌ای

💡 با توکل ساز و در بند غم روزی مباش زانکه هر دندان کلید رزق را دندانه‌ای است

💡 قفل عشقش کی گشایی گر کلیدی نبودت هر دم از انسی نو و دردی نوش دندانه‌ای

💡 نفس یکدم ز فکر چارهٔ دل برنمی‌آید کلید از قفل غافل نیست تا دندانه‌ای دارد

💡 در کلید سعی‌، امید گشاد کار نیست از شکست دل مگر پیدا کنم دندانه‌ای

💡 این تیغه به دلیل داشتن لبه‌های دندانه‌ای بسیار تیز، می‌تواند به راحتی انواع مواد سخت را برش داده و کار را با سرعت بالا انجام دهد.

💡 چرخ‌دنده‌های این دستگاه دارای شیارهای دندانه‌ای دقیقی هستند که باعث می‌شود انتقال قدرت بین قطعات با کمترین میزان اصطکاک و بیشترین دقت صورت گیرد.

💡 در لبه‌ی برخی از صخره‌های ساحلی، ساختارهای دندانه‌ای ایجاد شده است که می‌تواند برای عبور و مرور قایق‌های کوچک در این منطقه بسیار خطرناک باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران