کلمهی «دلب» در فارسی به معنای درخت چنار است و ریشه آن عربی میباشد. چنار (نام علمی: Platanus) سردهای از درختان بومی نیمکره شمالی است که ارتفاع آنها معمولاً بین ۳۰ تا ۵۰ متر میرسد و برگهای پهن دارند. این درختان در پاییز برگهایشان را میریزند و معمولاً در کنار جویبارها و زمینهای مرطوب میرویند، اگرچه نسبت به خشکسالی مقاوم هستند. در ایران، چنار ایرانی از نژاد چنار خاوری است و خاستگاه آن جنوب غربی آسیا است؛ ارتفاع آن در ایران غالباً ۳۰ متر و گاه تا ۵۰ متر هم میرسد و پوستش مغز پستهای مایل به سرخ است. چنار بهطور طبیعی در بخشهای شمالی ایران میروید، اما کاشت آن از دوران هخامنشیان رایج بوده است و هماکنون در باغشهرها، باغهای قدیمی و ییلاقهای ایران چنارستانهای انبوهی دیده میشود. همچنین باغداران و کشاورزان به علت مقاومت و قامت بلند چنار، آن را در کنار کشتزارها و باغهای خود میکارند تا از سایه و حفاظت نسبی برخوردار شوند.
دلب
لغت نامه دهخدا
دلب. [ دُ ] ( ع اِ ) درختی است بزرگ با برگهای عریض و پهن، این درخت بدون شکوفه و میوه است. ( از اقرب الموارد ). چنار. ( دهار ). درخت چنار را گویند و به عربی برگ آنرا ورق الدلب خوانند. ( از برهان ). درخت چنار. ( الفاظ الادویة ). به پارسی صنار گویند و به شیرازی چنار خوانند. ( از اختیارات بدیعی ). لیث گوید درخت عیشام را عرب دلب گوید و درست آن است و درخت چنار است. ( از تذکره داود ضریر انطاکی ). رجوع به چنار شود. || جنسی اند ازسودان و سیاهان، یکی آن دلبة. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(دُ ) [ ع. ] (اِ. ) چنار.
فرهنگ عمید
درخت چنار.