لغت نامه دهخدا
گوهرتاب. [ گ َ / گُو هََ ] ( نف مرکب ) تابنده چون گوهر. || ( اِ مرکب ) پیراهنی که زنان در موسم گرما در برکنند و چنان لطیف باشد که بدن از اندرون مینماید. ( آنندراج ):
به رشته زر خورشیدنوربافنده
که بافت بر قد گیتی قبای گوهرتاب.خاقانی. || نقاب آراسته زرنشان. ( ناظم الاطباء )( فرهنگ شعوری ج 2 ):
چو گوهرتاب پوشیده ست بر سر
به زیر ابر گشته ماه انور.شاعر ( از فرهنگ شعوری ج 2 ).|| سِب. ( مهذب الاسماء ).