گوهرتاب
مترادفها
گوهر درخشان، جواهر تابناک
متضادها
کدر، تاریک
لغت نامه دهخدا
گوهرتاب. [ گ َ / گُو هََ ] ( نف مرکب ) تابنده چون گوهر. || ( اِ مرکب ) پیراهنی که زنان در موسم گرما در برکنند و چنان لطیف باشد که بدن از اندرون مینماید. ( آنندراج ):
به رشته زر خورشیدنوربافنده
که بافت بر قد گیتی قبای گوهرتاب.خاقانی. || نقاب آراسته زرنشان. ( ناظم الاطباء )( فرهنگ شعوری ج 2 ):
چو گوهرتاب پوشیده ست بر سر
به زیر ابر گشته ماه انور.شاعر ( از فرهنگ شعوری ج 2 ).|| سِب. ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ عمید
درخشان مانند گوهر.
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) تابنده چون گوهر. ۲ - ( اسم ) پیراهنی که زنان در موسم گرما در بر کنند و آن چنان لطیف باشد که بدن از ورای آن پیداست: برشت. زر خورشید نور بافنده که بافت بر قد گیتی قبای گوهر تاب. ( خاقانی )
فرهنگ اسم ها
اسم: گوهرتاب (دختر) (فارسی) (تلفظ: gohar tab) (فارسی: گوهرتاب) (انگلیسی: gohar tab)
معنی: تابنده چون گوهر
جمله سازی با گوهرتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، از گوهرتابِ خرد به عنوان وسیلهای برای عبور از تاریکیهای نادانی و رسیدن به مقام والای انسانی یاد شده است.
💡 آن جواهر با درخشش گوهرتاب خود در میان انبوه سنگهای قیمتی، توجه تمام بازدیدکنندگان گالری را به سمت خود جلب کرد و خیرهشان ساخت.
💡 نویسنده با استفاده از استعارههای زیبا، از گوهرتابِ نگاهِ معشوق در وصف زیباییهای بیکران و درخشش معنوی او در میان تاریکیها سخن گفته است.