دل و دماغ

فرهنگ معین

(دِ لُ دَ ) (اِمر. ) حوصله و شوق.،از ~ افتادن بی حوصله و دلسرد شدن.

ویکی واژه

حوصله و شو
از ~ افتادن بی حوصله و دلسرد شدن.

جمله سازی با دل و دماغ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یا رب مرا به آرزوی خویشتن رسان! یا از دل و دماغ من این آرزو ببر

💡 نه عندلیب غزل خوان نه شاخ گل خندان درین بهار کسی را دل و دماغ کجاست؟

💡 ما رنگ شوخ و بوی پریشیده نیستیم مائیم آنچه می رود اندر دل و دماغ

💡 عشقش برون نمی رودم از دل و دماغ گویی که تخم مهر خود اندر جهان بکاشت

💡 از ناتوانی جگر و معده باک نیست غالب دل و دماغ تو بسیار نازکست

💡 دل و دماغ من از کشور عدم به وجود یکی به بوی گل آمد، یکی به بوی شراب