دل و دماغ
مترادفها
حال، مزاج، خلق و خو
فرهنگ معین
(دِ لُ دَ ) (اِمر. ) حوصله و شوق.،از ~ افتادن بی حوصله و دلسرد شدن.
ویکی واژه
حوصله و شو
از ~ افتادن بی حوصله و دلسرد شدن.
جمله سازی با دل و دماغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 یا رب مرا به آرزوی خویشتن رسان! یا از دل و دماغ من این آرزو ببر
💡 نه عندلیب غزل خوان نه شاخ گل خندان درین بهار کسی را دل و دماغ کجاست؟
💡 ما رنگ شوخ و بوی پریشیده نیستیم مائیم آنچه می رود اندر دل و دماغ
💡 عشقش برون نمی رودم از دل و دماغ گویی که تخم مهر خود اندر جهان بکاشت
💡 از ناتوانی جگر و معده باک نیست غالب دل و دماغ تو بسیار نازکست
💡 دل و دماغ من از کشور عدم به وجود یکی به بوی گل آمد، یکی به بوی شراب
💡 پس از یک روز کاری بسیار طولانی و پرفشار در شرکت، او واقعاً هیچ دل و دماغی برای انجام کارهای خانه یا حتی صحبت کردن با دیگران نداشت.
💡 وقتی که آدم از شدت خستگی یا ناراحتی دل و دماغ ندارد، معمولاً میل به خوردن غذاهای لذیذ و خوشمزه نیز به شدت کاهش پیدا میکند.
💡 مدیر جدید شرکت با رفتاری بسیار جدی و گاهی سختگیرانه، باعث شده بود که کارمندان قدیمی دیگر هیچ دل و دماغی برای همکاریهای دوستانه با او نداشته باشند.