دست مردی

دست مردی

«دست مردی» یا «دستمردی» واژه‌ای فارسی است که به چند معنا به کار می‌رود و در متون ادبی و تاریخی کاربرد داشته است. یکی از معانی اصلی آن یاری و مددکاری است، یعنی کمک کردن به دیگران در کارهای دشوار یا موقعیت‌های نیازمند. این واژه همچنین نشان‌دهنده همکاری و اعانت عملی به دیگران است و در ادبیات به صورت کنایه‌ای نیز آمده است. «دست مردی» می‌تواند به شجاعت و دلاوری نیز اشاره داشته باشد و کسانی که در میدان مبارزه یا سختی‌ها پیشتاز هستند، چنین وصفی دارند. در این معنا، واژه با مفهوم قدرت، توانایی و قدرت عمل مرتبط می‌شود و ارزش اخلاقی و انسانی دارد. از نظر فرهنگی، «دست مردی» نمادی از همیاری و نیکوکاری اجتماعی نیز هست و رفتار مثبت فرد را در جامعه نشان می‌دهد. این واژه در ادبیات کهن فارسی به ویژه در شاهنامه و متون حماسی برای توصیف جنگجویان و یاران دلیر به کار رفته است. کنایه دیگری که در «دست مردی» دیده می‌شود، قدرت و قوت جسمانی یا روحی فرد است که توان مقابله با مشکلات را دارد. در برخی منابع، این واژه مترادف با یاری کردن و کمک کردن در امور شخصی و اجتماعی ذکر شده است.

لغت نامه دهخدا

دستمردی. [ دَ م َ ] ( حامص مرکب ) یاری و مددکاری. ( برهان ). کمک. اعانت:
دست هزار رستم برتافتی که تو
در باب دست مردی سهراب دیگری.خالدبن ربیع مکی طولانی. || شجاعت. ( یادداشت مرحوم دهخدا ):
اگر به رستم دستان ورا قیاس کنم
قیاس راست نیاید به رستم دستان
ازآنکه رستم دستان به دستمردی کرد
گهی مبارزت و گه بحیله و دستان.سوزنی.همه مبارزت او بدستمردی اوست
چنان شناس مر او را ورا چنان می دان.سوزنی.|| ( به اضافه ) قدرت و قوت. ( برهان ).

فرهنگ معین

( ~. مَ ) (حامص. ) ۱ - یاری، مددکاری. ۲ - کنایه از: قدرت، قوت.

فرهنگ عمید

یاری، کمک، مددکاری.

فرهنگ فارسی

۱ - یاری مدد کاری معاونت. ۲ - قدرت قوت.

جمله سازی با دست مردی

💡 نداد از دست مردی گردکانرا دهد گو چون زمنی و آسمان را

💡 میر دریا دل چو این بشنید از جا جست و برد دست مردی بر عنان و پای همت در رکاب

💡 نوشت و به عنوانش برزد نگین فرستاد بر دست مردی گزین

💡 فلک دست قوت بر او یافته سر دست مردیش بر تافته

💡 کنونم که شد دست مردی دراز شما را به من کار افتاده باز

اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز