درونریز
مترادفها
درونافکنی، درونیسازی
متضادها
برونریز
فرهنگستان زبان و ادب
{endocrine} [علوم پایۀ پزشکی، علوم تشریحی، علوم دارویی] ویژگی دسته ای از غدد و ساختارهای ترشحی که مواد ترشحی خود را به درون خون می ریزند
ویکی واژه
ویژگی دستهای از غدد و ساختارهای ترشحی که مواد ترشحی خود را به درون خون میریزند.
جمله سازی با درونریز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدن انسان از سیستمهای تعاملی بسیاری تشکیل شدهاست. هر یک از سیستمها به حفظ هومئوستاز خود، دیگر سیستمها و کل بدن کمک میکنند. هر سیستم از یک یا چند اندام که مجموعهای از بافتهای عملکردی است، تشکیل شدهاست. سیستمها به تنهایی کار نمیکنند و سلامتی فرد بستگی به سلامتی تمام سیستمهای تعاملی بدن دارد. سیستمهای تعاملی بدن با نامهای مشترکی معرفی میشوند مثل سیستم عصبی و سیستم غده درونریز که باهم سیستم غددی عصبی نامیده میشوند.