دربستی
مترادفها
رایگان، مجانی
متضادها
تدریجی، با تأخیر
فرهنگستان زبان و ادب
{chartering} [مشترک حمل ونقل] کرایۀ دربست وسیلۀ نقلیه توسط سازمان یا گروه متـ. کرایۀ دربستی
ویکی واژه
کرایۀ دربست وسیلۀ نقلیه توسط سازمان یا گروه
جمله سازی با دربستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن دل که به زلف سرکشت دربستیم همچون سر زلف خود پریشان مپسند
💡 ترش ترش بنشستی بهانه دربستی که ندهم آبت زیرا که کوزه بشکستی
💡 تا چشم ز دیدارِ جهان در بستیم وز بهرِ گریختن میان دربستیم
💡 ما دیده به زلف سرکشت دربستیم وز نرگس مخمور تو دایم مستیم
💡 به دست عقل زبان خیال دربستی به نوک کلک در سرّ غیب بگشادی
💡 مرا رهبان دیر امشب فرستادست پیغامی که چون زنار دربستی ز دستم نوش کن جامی
💡 او برای جبران خطای بزرگ خود، تمام خدمات تعمیراتی را به صورت دربستی و بدون دریافت هیچگونه هزینهای برای همسایه قدیمیاش انجام داد.
💡 شرکتهای بزرگ معمولاً برای جذب مشتریان جدید، برخی از خدمات اولیه یا محصولات نمونه را به صورت دربستی به کاربران خود ارائه میدهند.
💡 وقتی دید که دوستش در این شرایط سخت است، تصمیم گرفت تمام وسایل مورد نیاز او را دربستی برایش تهیه و ارسال کند.