دادگستری. [ گ ُ ت َ ]( حامص مرکب ) عمل دادگستر، عدل. دادگری:
بقد و چهره هرآنکس که شاه خوبان شد
جهان بگیرد اگر دادگستری داند.حافظ.
دادگستری. [ گ ُ ت َ ] ( اِ مرکب ) عدلیه. ( وزارت... )، وزارت عدلیه. دستگاه قضایی کشور. رجوع به عدلیه شود.
( ~. ) (اِمر. ) وزارتخانه یا اداره ای که به امور حقوقی و جزایی رسیدگی می کند.
۱. (حقوق ) وزارتخانه یا اداره ای که به امور حقوقی و جزایی مردم رسیدگی می کند، عدلیه.
۲. (حاصل مصدر ) [قدیمی] عمل دادگستر، ترویج عدل وداد میان مردم.
( وزارت ) در ایران نخستین بار بتقلید ممالک مترقی در سال ۱۲۷۵ ه. ق. بتاسیس (( دیوانخانه ) ) اقدام شد. در زمان ناصر الدین شاه قاجار دیوانخانه تحت نظر رئیس خود که او را (( صدر ) ) میگفتند شکایات و دادخواستها را تقسیم بندی میکرد. بعدها وزارت عدلیه جای آنرا گرفت. در سال ۱۳٠۵ ه. ش.لغو (( کاپیتولاس ) ) اعلام شد و در همان سال سازمان عدلیه منحل گردید و اجازه تشکیلات جدید داده شد. مرحوم داور عدلیه را بر شالده جدیدی بنا کرد. پس از تاسیس فرهنگستان نام عدلیه به (( دادگستری ) ) مبدل گردید.
وزارتخانه یااداره که بامورحقوقی وجزایی برسد
۱ - عمل دادگستر. ۲ - (اسم ) وزارتخانه یا ادارهای که به دعاوی حقوقی و جزائی رسیدگی کند و داد مردم دهد.
(حقوق): وزارتخانهای که در کنار قوه قضائیه بر امور اداری و تشکیلات دادگاهها نظارت دارد. وزارت دادگستری.
(اداری): وزارتخانه یا ادارهای که به امور حقوقی و جزایی رسیدگی میکند.
(قدیم): دادگستر بودن و اجرای عدالت کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن دادگستری که در ایام عدل او بیرون نکرد سر ز نیام آشکار تیغ
💡 حجت چو غالب است چه باک ار در این دو روز مغلوب قهر مردم بیدادگستریم
💡 سلطان دادگستری و شاه دین پناه بحر ستم نوردی و خورشید حق گذار
💡 بقای دولت آن شاه را بشارت باد که رسم معدلت و دادگستری داند
💡 وکالت مرضیه را وکیل دادگستری حسنعلی رضائی بهطور رایگان بر عهده گرفت و از خانواده وی خواسته شده به هیچ عنوان با رسانهها مصاحبه نکنند.