ابا داشتن
مترادفها
حیا کردن، شرم کردن، واهمه داشتن
متضادها
جسارت داشتن، بیباکی
فرهنگ معین
(اِ. تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) امتناع ورزیدن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ابا کردن امتناع ورزیدن.
ویکی واژه
تَ)
امتناع ورزیدن.
جمله سازی با ابا داشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مسائلی را که وی در جریان اعترافاتش در دادگاه افشا کرده به حدی تکان دهنده بود که دادستانها از بلند خواندن دادخواست در دادگاه ابا داشتند. آلبرت فیش در واشینگتن آمریکا به دنیا آمد و پدرش، یک ناخدا در زمان تولد وی ۷۵ سال سن داشت. تعدادی از اعضای خانواده فیش دچار اختلالات روانی بودند. یک برادر وی بشدت روانی و برادر دیگرش دچار الکلیسم بود.
💡 او علیرغم اینکه به خوبی میدانست انجام این کار بر خلاف تمام اصول اخلاقی و انسانی است، اما از پذیرفتن آن پیشنهاد بسیار وسوسهانگیز ابا داشت.
💡 شخصیتهای بزرگ تاریخ همیشه از پذیرفتن مقامهای ریاکارانه و پست ابا داشته و ترجیح دادهاند که با عزت و سربلندی زندگی کنند.
💡 سیاستمدار باسابقه از ورود به بحثهای بیهوده و بیمحتوا در جلسات رسمی ابا داشت تا تمرکز بر مسائل اصلی و مهم حفظ شود.