استکتاب

لغت نامه دهخدا

استکتاب. [ اِ ت ِ تا ] ( ع مص ) نوشتن فرمودن. ( منتهی الارب ). نوشتن چیزی خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). چیزی نوشتن خواستن. نوشتن خواستن. ( منتهی الارب ). طلب نوشتن چیزی کردن. نویسانیدن. طلب نوشتن. بنوشتن داشتن. || کتابت کردن. نوشتن. ( غیاث ).
- استکتاب کردن؛ نویساندن.
- || استنساخ کردن.

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - طلب نوشتن چیزی را کردن. ۲ - نسخه برداشتن، رونوشت برداشتن.

فرهنگ فارسی

طلب نوشتن چیزی کردن، نویسندگی خواستن، کسی راواداربه نوشتن مطلبی کردن برای تطبیق خط
( مصدر ) ۱ - نوشتن فرمودن ۲ - نوشتن چیزی خواستن طلب نوشتن چیزی کردن. ۳ - استنساخ کردن نسخه بر داشتن رونوشت برداشتن.

ویکی واژه

طلب نوشتن چیزی را کردن.
نسخه برداشتن، رونوشت برداشتن.

جمله سازی با استکتاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شیخ‌زاده احمد سهروردی که تبارش به سهروردی زنجان می‌رسد ظاهراً در سال ششصد و پنجاه و شش در بغداد می‌زیست و از حمله مغولان و کشتار دارالاسلام جان بدر برد و سالیان دراز در میان رودان و آذربایجان زیست و در استنتاج و استکتاب قرآن کریم به خلق آثاری به شیوه محقق جلی دست یازید که برخی از قطعات و جزوات آن دوره اینک زینت‌بخش موزه‌ها و مجموعه‌های معتبر هنر اسلامی است.

💡 به گاه مدح تو از کثرت ورود سخن سزد اگر ز عطارد نمایم استکتاب

💡 هر جزوی ازان بود بر نوخطی گویی دل من نسخه ی استکتاب است

التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز