اردنگ

لغت نامه دهخدا

اردنگ. [ اُ دَ ] ( اِ ) زخم با نوک پای از پشت به نشستنگاه کسی. تی پا. زُفکنه. زه کونی. شِلخته. سرچَنگ. اُم ُکیسان. ( منتهی الارب ).
- اردنگ خوردن؛ تی پا خوردن. زهکونی خوردن.
- اردنگ زدن؛تی پا زدن. زهکونی زدن. زفکنه زدن. شلخته زدن. سرچنگ زدن. لَطع. ( منتهی الارب ). کسع. اَسن.

فرهنگ عمید

لگدی که با پشت پا یا سر زانو به پشت کسی می زنند، تیپا.

فرهنگ فارسی

نام کتاب مصور تالیف [ مانی ] ( ه. م. ) دانسته اند. آلفاریک حدس زده که [ اردنگ ] معروف مانی نسخه ای از انجیل ( انگیلون ) اوست که مصور بتصاویر بوده است.
لگدکه باپشت پایاسرزانوبه پشت کسی بزنند
( اسم ) لگدی که با نوک پا بر کفل کسی بزنند تیپا زهکونی سر چنگ.

ویکی واژه

اردنگ (جمع اردنگ‌ها)
#

جمله سازی با اردنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اردنگ رو به قبله ز بس خورده بنده ات مازندران هزار جریبت رضاقلی

💡 در حضور پهلوی اردنگ خوردی‌، مزد شستت هی کتک خوردی و هی بالا نهادی‌، نوش جانت

گندم گون یعنی چه؟
گندم گون یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز