آدم شناس

لغت نامه دهخدا

( آدم شناس ) آدم شناس. [ دَ ش ِ ] ( نف مرکب ) در تداول عامه، آدمی شناس. آنکه اخلاق و سریرت مردم از قیافه و طرز رفتار و گفتار آنان شناسد.

فرهنگ معین

( آدم شناس ) ( ~. ش ِ ) ~ص فا. ) آن که اخلاق مردم را از قیافه و طرز رفتار و گفتار آنان درک کند.

فرهنگ فارسی

( آدم شناس ) ( اسم ) آدمی شناس آنکه اخلاق مردم را از قیافه و طرز رفتار و گفتار آنان درک کند.
آنکه اخلاق و تربیت مردم از قیافه و طرز رفتار و گفتار آنان شناسد

ویکی واژه

آدم‌شناس
آنکه اخلاق و صفات درون آدم‌ها را از صورت ظاهر و رفتار و کردارشان درک می‌کند. شما باید خودتان آدم‌شناس باشید. »نقیب‌الممالک»

جمله سازی با آدم شناس

💡 چنین آدم شناس اینجا به صورت که تا اینجا فزاید صد حضورت

💡 گیسوی حوا شناس پرچم منجوق او عطسهٔ آدم شناس شیههٔ یکران او

💡 تو آدم این چنین بشناس منصور یقین آدم شناس ای مرد پرنور