لغت نامه دهخدا
( آتش گردان ) آتش گردان. [ ت َ گ َ ] ( اِ مرکب ) جوّاله. آتش سرخ کن.
( آتش گردان ) آتش گردان. [ ت َ گ َ ] ( اِ مرکب ) جوّاله. آتش سرخ کن.
( آتش گردان ) ( ~. گَ ) (اِمر. ) ظرف کوچک سیمی که در آن چند تکه زغال افروخته قرار می دهند و در هوا می چرخانند تا مشتعل گردد، آتش چرخان، آتش سرخ کن.
( آتش گردان ) ظرف کوچک سیمی که در آن چند تکه زغال داغ شده می ریزند و در هوا می چرخانند تا مشتعل شود، آتش چرخان، آتش سرخ کن.
( آتش گردان ) ( اسم ) محفظ. کوچک سیمی که در آن چند قطعه آتش و زغال نهند و در هوا چرخانند تامشتعل گردد آتش چرخان آتش سرخ کن.
جواله آتش سرخ کن
آتش گردان. آتش گردان، آتش چرخان یا آتش سرخ کن وسیله ای است که در آن آتش درست می کنند. برای آماده کردن فوری قلیان یا هر مصرف دیگری که به چند قطعه آتش گداخته نیاز است از آتش گردان استفاده می شود. آتش گردان یک ظرف متخلخل و کوچک سیمی است که دسته بلند سیمی دارد. زغال را در آن می ریزند و پس از افزودن کمی نفت و آتش زدن آن همرا با چرخاندنش موجب رسیدن هوا و اکسیژن فراوان به زغال و گداخته شدن فوری آن می شوند.
آتشگردان
ظرف کوچک سیمی با یک بند بلند از حلقههای نازک سیم که در آن، چند قطعه زغال میگذارند و آتش میزنند و در هوا میچرخانند تا زغالها گداخته شود. آتشچرخان، آتشسرخکن.
ظرف کوچک سیمی که در آن چند تکه زغال افروخته قرار میدهند و در هوا میچرخانند تا مشتعل گردد؛ آتش چرخان، آتش سرخ کن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدانکه این سوره همه صفات رستاخیزست و بیان احوال و اهوال آن. آن روز که جبال راسیات راسخات از بیخ برکنند و چون پشم زده در هوا پرّان کنند. زلزله در زمین افکنند و خاک فرا جنبش آرند. دریا بجوش آرند و آب آتش گردانند. آسمان فرو گشایند و ستارگان فرو ریزانند. ماه از گردون بیفکنند و آفتاب از فلک جدا کنند. ترکیب جهان نیست کنند. و نظام عالم خراب کنند. و گرد از کون بر آرند. از هوا فریشته فرو آید. و از خاک مرده بر آید. نه در هوا فریشته ماند. نه در خاک مرده. همه را در یک عرصه جمع کنند. و همه را جزای کردار خویش دهند. مؤمنان را احسان و رضوان و غفران، کافران را انکال و اغلال و زقّوم و قطران. قال اللَّه تعالی: فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ.