لغت نامه دهخدا
انسان دوست. [ اِ ]( ص مرکب ) آنکه افراد آدمی را دوست دارد. بشردوست.
انسان دوست. [ اِ ]( ص مرکب ) آنکه افراد آدمی را دوست دارد. بشردوست.
( صفت ) آنکه افراد انسان را دوست دارد بشر دوست.
{philanthropist,philanthrope,humanitarianist, humanitarian} [جامعه شناسی] کسی که قائل به اصول انسان دوستی است
کسی که قائل به اصول انساندوستی است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۹۶۲ نخستین مجموعه داستانش را با نام عیناک قدری (چشمانت سرنوشت من است) منتشر کرد که بازخورد بسیار خوبی داشت. با انتشار این اثر، او در جرگهٔ نویسندگان فمینیست همچون کولیت خوری و لیلی بعلبکی قرار گرفت، اما آثار منتشر شدهٔ بعدیاش، او را از محدودهٔ تنگ فمینیسم و رمانهای عشقی خارج و به یک جامعهٔ بسیار وسیعتر از انساندوستی مسائل ظریف بشری واردکرد.
💡 آرا آرشاویری آبرامیان (ارمنی: Արա Արշավիրի Աբրահամյան؛ زادهٔ ۱۵ آوریل ۱۹۵۷) کنشگر اجتماعی، انساندوست و کارآفرین سرشناس اهل ارمنستان است.
💡 سید محمد خاتمی در پیامی درگذشت پرویز مشکاتیان را تسلیت گفت. در بخشی از این پیام آمدهاست: «دستانسرای توانا اینک به تاریخ پیوستهاست، ولی یاد و نام او و آثار گرانسنگش سرمایهٔ بزرگی برای همهٔ فرهنگدوستان و هنرشناسان و خداپرستان انساندوست است.»
💡 او در آثارش با طنزی انساندوستانه و شوخطبعی شخصی به چیزهای عجیب و غریب میپردازد.
💡 این بندر به واسطه دسترسی به دریای سرخ، مواد غذایی و کمکهای انساندوستانه میلیونها نفر را در یمن تأمین میکند.