آگر یک واژه ساده و در عین حال پرکاربرد در زبان فارسی است که معانی متعددی را در برمیگیرد. این واژه معمولاً برای بیان شرط یا فرض به کار میرود و به ما این امکان را میدهد که در مورد وضعیتهای متفاوت فکر کنیم. به عنوان مثال، زمانی که میگوییم آگر باران ببارد، ما به پارک نخواهیم رفت، نشان میدهیم که رفتن به پارک بستگی به وقوع یک شرط خاص دارد. این نوع بیان در مکالمات روزمره و متون مختلف، از اهمیت ویژهای برخوردار است. آگر میتواند به ما کمک کند تا در مورد احتمالات و نتایج مختلف فکر کنیم و تصمیماتی آگاهانهتر بگیریم. در واقع، استفاده از این واژه نشاندهنده قدرت تفکر انتزاعی ماست و به ما این اجازه را میدهد که به دور از واقعیتهای فعلی به آینده و امکانات مختلف نگاه کنیم. با توجه به این نکته، آگر نه تنها در مباحث علمی و فلسفی، بلکه در زندگی روزمره نیز کاربردی و ضروری است.
آگر
لغت نامه دهخدا
( آگر ) آگر. [ گ َ ] ( اِ ) آکر. به معنی سرین که در فرهنگها مضبوط است، ظاهراً مصحف آلر است. آلر در فرهنگهای قدیم تر هست و چند بیت از قدما برای آن شاهد آمده است. رجوع به آکر و آلر شود.
اگر. [ اَ گ َ ] ( حرف ربط ) اِن ْ و لو عربی. و مخفف آن «گر» و «ار» آید. به معنی هرگاه. چنانچه. بشرطی که. ( یادداشت مؤلف ). کلمه شرط. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ) ( از انجمن آرا ). شرط را می رساند. ( فرهنگ فارسی معین ). معنی اما ان که عرب گاه اما را حذف کند و اِن گوید: و قالوا الیه ان نزلت و الا فعلناک انت و من معک بالجوع. ( ابن خلکان ). ترجمه «لو» و «اِن ْ» تازی که کلمه شرط است.
فرهنگ معین
(اَ گَ ) (حر. ) ۱ - شرط را می رساند. ۲ - که، همانا. ۳ - یا.
فرهنگ فارسی
حرف شرط، گر و ار نیزمیگویند، اگیر:( اسم ) وج
سرین و کفل
جملاتی از کلمه آگر
بر آگرد دلم کز جستجویت مرا هم کشته شد ویرانه ای چند
بقدر خود بگو تا خود چه داری بمیدان اندر آگر مرد کاری
چون عازم آگره گشت می سوخت لاهور بداغ این غرامت