سرگذشت خود
مترادفها
داستان زندگی، زندگینامه
فرهنگستان زبان و ادب
{autobiography} [عمومی] شرح حال فرد که به قلم خودش نوشته شده باشد متـ. سرگذشت من، شرح حال خود، شرح حال من، زندگی نامۀ خود، زندگی نامۀ من، زندگی نامۀ خودنوشت * در ترجمۀ عبارت "my autobiography" می توان از ترکیبات "زندگی نامۀ من"، "سرگذشت من "، "شرح حال من" استفاده...
ویکی واژه
شرح حال فرد که به قلم خودش نوشته شده باشد
جمله سازی با سرگذشت خود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «آره، و؟» با نقدهای مثبتی از سوی منتقدان موسیقی روبهرو شد. منتقد انامئی این ترانه را «گفتمانی ملودیوار» توصیف کرد «که به شایعهپراکنی بیش از حد واکنش نشان میدهد»، و گفت که این ترانه «گرانده را در واقعیترین شکل خود نشان میدهد: انسانی معیوب اما صادق که به دنبال اذعان سرگذشت خود و پیشرفت کردن است».
💡 ای که میگویی چرا خونابهات از سرگذشت خود بگو، دانی که ما را دیده دریا کردهای
💡 همان به دست از این و آن بشویم سخن از سرگذشت خود نگویم
💡 آبم از سر درگذشت و من به اشک آتشین سرگذشت خود همه شب باز میدانم چو شمع
💡 نویسنده در کتاب جدیدش با جزئیات بسیار زیادی به روایت سرگذشت خود و چالشهایی که در دوران کودکی با آنها روبرو بوده است، پرداخته است.
💡 برای اینکه دیگران بتوانند تجربههای ارزشمند شما را درک کنند، بهتر است در جلسات گفتگو درباره سرگذشت خود و موفقیتهایتان با صراحت صحبت کنید.
💡 او تصمیم گرفت تمام خاطرات و وقایع مهم زندگیاش را در قالب یک خاطراتنامه بنویسد تا سرگذشت خود را برای نسلهای آینده به یادگار بگذارد.