فرهنگ معین
( آفرین کردن ) ( ~. کَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - طلب آمرزش کردن، آمرزش خواستن.۲ - تعریف کردن، ستودن.
( آفرین کردن ) ( ~. کَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - طلب آمرزش کردن، آمرزش خواستن.۲ - تعریف کردن، ستودن.
آفرینکردن
ستایش کردن، تحسین کردن.
طلب آمرش کردن، آمرزش خواستن. تعریف کردن، ستودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داد تا بر وی آفرین کردند با تن کشتگان دفین کردند
💡 و پیادگان بدان قوّة ببرج بررفتن گرفتند بکمندها، و کشتن کردند سخت عظیم، و آن ملاعین هزیمت شدند و غلامان و پیادگان بارهها و برجها را پاک کردند از غوریان و بسیار بکشتند و بسیار اسیر گرفتند و بسیار غنیمت یافتند از هر چیزی. و پس از آن که حصار ستده آمد، لشکر دیگر اندر رسید و همگان آفرین کردند که چنان حصاری بدان مقدار مردم ستده شده بود.
💡 جهانیان بشنیدند و آفرین کردند زهی نزاری قلّاشِ رندِ عاشقِ مست
💡 هر کجا مطرب ز نظم محتشم خواند این غزل آفرین کردند بر طبع سخن پرداز او
💡 چو دیدند آن دو مه را هر دو بی شک به ایشان آفرین کردند یک یک
💡 خطاب طلعت تو نامه زمین کردند فرشتگان همه بر رویت آفرین کردند