( آزغ ) آزغ.[ زُ ] ( اِ ) آنچه از شاخه های درخت خرما و انگور و دیگر درختان ببرند. ( برهان ). آژغ. آزوغ. آژوغ. اَزغ. || عمل پیراستن و بریدن شاخه ها و برگها.
ازغ. [ اَ] ( اِ ) آنچه از شاخهای درخت ببرند و پیرایش دهند. ( برهان ). آنچه ببرند از شاخه های درخت انگور. ( مجمع الفرس سروری ). جُلمه. ( برهان ) ( مجمع الفرس ). شاخه های بریدنی درخت که بریده باشند. قُصابه. آزُغ. آژغ. آزوغ. آژوغ. و رجوع به آزغ و ازگ شود. لکن معنی ازغ در بیت ذیل شوخ و چرک است، و برای شاخ و شاخ درخت تمثل بدان غلط است:
سوی آسمان کردش آن مرد روی
بگفت ای خدا این تن من بشوی
از این ازغها پاک کن مر مرا
همه آفرین زآفرینش ترا.ابوشکور.و رجوع به اژغ شود.
( آزغ ) (زُ ) [ په. ] ( اِ. ) آنچه از شاخه های درخت خرما و تاک انگور و درختان دیگر ببرند.
( اَ ) [ په. ] (اِ. ) ۱ - شاخه هایی از درخت که برای پیرایش درخت می برند. ۲ - چرک تن. اژغ نیز گویند.
( آزغ ) ( اسم ) آنچه از شاخه های درخت خرما و تاک انگور و درختان دیگر ببرند.
عمل پیراستن و بریدن شاخه ها و درخت ها
شاخههایی از درخت که برای پیرایش درخت میبرند.
چرک تن. اژغ نیز گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برآرد سرواگر از طوق قمری سر عجب نبود که بلبل می کند ازغنچه بالین درگلستانش
💡 هاتفی ناگهش ازغیب ثنا خوان گردید کای دل افسرده همه مشکلت آسان گردید
💡 تاکی ازغفلت به قید جسم فرساید دلت یک نفس بر باد ده این خاک دامنگیر را
💡 اندران گوشه بدیدم آفتابی کز تفش جان و دل چون قازغان شد جوش اندر جوشهای
💡 آخر اندر زلف توگم گشته دل در چنگم آمد قدم ازغم خم چودال است وزلفت لام خواهد
💡 ایکه جز در فرض نتوان دید تمثال ترا در شهود ازغیب فرآید همی فال ترا