لغت نامه دهخدا
ادعانامه. [ اِدْ دِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نوشته ای از طرف مدعی العموم مبنی بر اتهام کسی.
ادعانامه. [ اِدْ دِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نوشته ای از طرف مدعی العموم مبنی بر اتهام کسی.
( ~. م ِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) ۱ - هر نوشته ای که دعوی و ادعایی را علیه کسی یا کسانی دربرداشته باشد. ۲ - نوشته ای رسمی که به وسیلة آن دادستان و یا مقام دیگری از دادگاه صالحه برای متهم به ارتکاب جرمی تقاضای رسیدگی و مجازات می کند، کیفرخواست.
نوشته ای که دادستان به دادگاه می دهد و در آن برای کسی که مرتکب جرمی شده درخواست مجازات می کند، کیفرخواست.
( اسم ) ۱ - هر نوشته ای که دعوی و ادعایی را علیه کسی یا کسانی در بر داشته باشد. ۲ - نوشت. رسمی است که بوسیل. آن دادستان یا مقام دیگری از دادگاههای صالحه برای متهم بارتکاب جرمی تقاضای رسیدگی و مجازات میکند تقاضای دادستان از دادگاه جزائی کیفر خواست.
هر نوشتهای که دعوی و ادعایی را علیه کسی یا کسانی دربرداشته باشد.
نوشتهای رسمی که به وسیلة آن دادستان و یا مقام دیگری از دادگاه صالحه برای متهم به ارتکاب جرمی تقاضای رسیدگی و مجازات میکند، کیفرخو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آخر سقراط خاطرنشان میکند که در میان حاضران، بسیاری از شاگردان سابق او و پدران و برادران آنها وجود دارند؛ امّا در ادعانامه حتّی یکی از اینان به عنوان شاهد معرّفی نشدهاست.
💡 وی ابراز داشت که کتاب در خدمت و خیانت روشنفکران جلال ادعانامهای علیه غرب و علیه جریان روشنفکری است؛ زیرا روشنفکران متمایل به غرب هستند و غربستیز نیستند.