اکاذیب. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اُکذوبَة. ( اقرب الموارد )( ناظم الاطباء ). ج ِ کاذب خلاف قیاس، چنانکه اباطیل جمع باطل. یا آنکه جمع اکذاب باشد و اکذاب جمع کذب. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). و رجوع به اکذوبة شود. || دروغها و خبرهای دروغ. ( ناظم الاطباء ): بلکه مصدق اکاذیب و محقق اباطیل او شود. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). به اهالی قهستان پیغامی دادیم ملایم مضامین آن اکاذیب. ( تاریخ جهانگشای جوینی ). اهل هند به خرافات و اکاذیب خویش نسبت آن مبانی به دویست تا سیصد هزار سال کرده. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 414 ).
( اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ اکذوبه، دروغ ها، سخنان واهی.
دروغ ها.
دروغها، سخنهای دروغ، جمع اکذوبه
( اسم ) جمع اکذوبه دروغها سخنان دروغ خبرهای دروغ.
جِ اکذوبه؛ دروغها، سخنان واهی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در زمان استانداری اردبیل، شکایت وی مبنی بر نشر اکاذیب از روزنامه سلام، همراه با کیفرخواست یکی از اعضای موتلفه از طرف نمایندگان، در روند تعطیلی روزنامه سلام در تیرماه ۱۳۸۷ مؤثر بود. این در حالی بود که وزارت اطلاعات به عنوان شاکی اصلی، شکایت خود را از روزنامه سلام پس گرفته بود.
💡 اگر بدیده انصاف بینی آنچه مایة غرور و توانگران شده که دعوی بیشی و پیشی کنند و طعنه مفلسی و درویشی زنند علم الله تعالی رنج است نه گنج، ماراست نه مال، بیم است نه سیم، بلاست نه طلا. دایما در هول گزند و آسیبند و غالبا در قول سوگند و اکاذیب ویل لکل همزه الذی جمع مالا وعدده یحسب ان ماله اخلده.
💡 در جریان اعتراضات پس از انتخابات ریاستجمهوری دهم ایران، منصوری در هنگام بازگشت از منزل خواهرش در شهریور ۱۳۸۸ در خیابان بازداشت شد. او که در آن زمان معاون سیاسی دبیرکل جبهه مشارکت بود؛ بعداً به اتهام اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب و اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی به سه سال حبس محکوم شد. بهگفتهاش، او «مدّتی» در زندان بود.
💡 او سرانجام توسط قاضی اسلامی به جرم «اهانت به مقدسات»، «تبلیغ علیه نظام» و «نشر اکاذیب» به سه سال زندان، دو سال تبعید داخلی و نیز پنج سال ممنوعیت از تدریس محکوم گردید. پس از صدور رای دادگاه، و با موافقت قاضی پرونده با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه، او با قرار وثیقه ۹۷ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.