واژه «بدترکیب» به فرد، شیء یا پدیدهای گفته میشود که از نظر شکل ظاهری، ساختار، اندام یا اجزای تشکیلدهنده، تناسب، هماهنگی و زیبایی لازم را نداشته باشد. این واژه از ترکیب «بد» به معنای نامناسب و «ترکیب» به معنای ساختار و چگونگی قرار گرفتن اجزا در کنار یکدیگر ساخته شده است و در مجموع به چیزی اشاره دارد که اجزای آن به شکلی ناموزون، ناهماهنگ یا ناخوشایند در کنار هم قرار گرفته باشند. هنگامی که این واژه برای انسان به کار میرود، معمولاً به فردی اشاره دارد که اندام، چهره یا ظاهر او از دید گوینده فاقد تناسب و زیبایی متعارف است. همچنین در توصیف اشیا، ساختمانها، آثار هنری یا هر پدیده دیگری نیز میتوان از این واژه استفاده کرد تا ناموزونی، بیتناسبی یا ناهماهنگی ظاهری آنها بیان شود. «بدترکیب» در بیشتر موارد بار معنایی منفی دارد و برای اشاره به زشتی یا عدم هماهنگی در شکل و ساختار به کار میرود. مترادفهایی مانند ناموزون، ناهماهنگ، بدقیافه، زشتاندام و بیتناسب از نظر معنایی به این واژه نزدیک هستند. در زبان فارسی، این واژه بیشتر در توصیف ظاهر و ویژگیهای دیداری کاربرد دارد و بر این نکته تأکید میکند که میان اجزا و عناصر تشکیلدهنده یک شخص یا شیء، هماهنگی و تناسب مطلوب وجود ندارد. بنابراین، «بدترکیب» به هر فرد یا چیزی گفته میشود که از نظر شکل، ساختار یا ظاهر، نامتناسب، ناهماهنگ و فاقد زیبایی و نظم ظاهری مطلوب باشد.
بدترکیب
لغت نامه دهخدا
بدترکیب. [ ب َ ت َ ] ( ص مرکب ) بدریخت. بدقواره. بدهیأت. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ معین
( ~. تَ ) [ فا - ع. ] (ص. ) زشت، ناپسند.
فرهنگ فارسی
بد ریخت بد قواره.
ویکی واژه
زشت، ناپسند.
جمله سازی با بدترکیب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مفهوم راز این است که به دلایل شخصی قابل بازگویی نیست؛ بنابراین اگر کسی نتواند چیزی را بازگو کند نشان دهنده آن است که میداند هرچیزی را نباید گفت. اگر پیر درکتاب مکاتبات غیرممکن به کیت بگوید که تو (خیلی بدترکیبی) نتیجه این حرف برهم زدن دوستی آنها میشود. خاطرهنویسی اجازه میدهد آنچه را که نمیتوان گفت بگوییم و از این اعتراف درونی که نمیتواند دربیرون اتفاق بیفتد بهره ببریم.