استسلام به معنای تسلیم شدن یا پذیرش کامل یک وضعیت، قدرت یا اقتدار دیگر است. در فرهنگ لغت و متون اسلامی، این واژه معمولاً به معنی پذیرش فرمان خداوند، قوانین شرعی یا اقتدار مشروع دیگران به کار رفته است. این کلمه با مفهوم مقاومت نکردن یا مخالفت نکردن همراه است و نشاندهنده پذیرش ارادهای برتر است.
در سطح فردی، استسلام شامل قبول شرایط دشوار، پذیرفتن مسئولیتها یا پایبندی به قوانین و اصولی است که بر فرد تحمیل میشود. این رفتار نشاندهنده آرامش روانی و درک محدودیتهای خود است و گاهی به معنای پرهیز از کشمکش و تنشهای غیرضروری نیز به کار میرود.
در متون دینی، استسلام به معنی تسلیم کامل در برابر اراده الهی و پذیرش احکام خداوند است که از اصول مهم ایمان و تقوا محسوب میشود. از نظر اجتماعی نیز، استسلام میتواند به معنای رعایت نظم، تبعیت از قوانین و احترام به قدرت مشروع باشد. در هر دو سطح، این واژه بیانگر آرامش، پذیرش و هماهنگی با قوانین برتر است.
استسلام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) گردن نهادن کسی یا کاری را. انقیاد: استسلم له؛ گردن نهاد اورا. ( منتهی الارب ). اهل آن بقعه را در ربقه اسلام و استسلام کشید. ( ترجمه تاریخ یمینی نسخه خطی متعلق بکتابخانه مؤلف ص 259 ). می اندیشید که چون اعمام و اقارب او در حباله اسلام واستسلام بسته شود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1272 ص 418 ). جز استسلام و التیاذ بظل استرحام پناهی ندانست. ( جهانگشای جوینی ). || طلب سلامتی. ( غیاث ).
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) تسلیم شدن، به چیزی گردن نهادن.
تسلیم شدن.
سلم خواستن، گردن نهادن وفرمانبردارشدن، طلب سلامت
گردن نهادن کسی یا کاری را
[ویکی فقه] تسلیم شدن را استسلام گویند. از آن به مناسبت در باب های جهاد و حدود، سخن گفته شده است.
استسلام نسبت به سه چیز است:
← استسلام نسبت به جان
۱. ↑ جواهر الکلام ج۴۱، ص۶۵۲.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۱، ص۴۴۲-۴۴۳.
تسلیم شدن، به چیزی گردن نهادن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی إِلَیْکُمُ السَّلامَ بی الف قرائت مدنی و شامی و حمزه است، و معنی «سلم» استسلام و انقیاد است. چنان که جایی دیگر گفت: وَ أَلْقَوْا إِلَی اللَّهِ یَوْمَئِذٍ السَّلَمَ، میگوید: کسی را که با شما قتال نکند و شما را منقاد شود: لَسْتَ مُؤْمِناً که تو مؤمن نهای. باقی قرا السّلام خوانند بالف، و هو التّحیّة.
💡 ای گلبن تازه خارجورت اول بر پای باغبان رفت. از تاریخی که شیخ الاسلام تبریز در فتنة مغول صلاح مسلمین را در استسلام دید تا امروز چه در عهد جهانشاهی و مظفری، چه سلاطین صفوی چه نادرشاهی و کریم خانی، چه در حکومت دنبلی و احمد خان؛ هرگز علمای تبریز این احترام و عزت و اعتبار و مطاعیت نداشتند، تا درین عهد از دولت ما و عنایت ماست که علم کبریا باوج سما افراشته اند.