باکانه

ویکی واژه

یا باکانته، زن عیاش و میگسار.

جمله سازی با باکانه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حباب آسا به باد بی نیازی می دهد سر را درین دریا سبک عقلی که بیباکانه می خندد

💡 خویش را چون موج بی باکانه بر دریا زدیم می توان تا چند همچون گرد بر ساحل نشست؟

💡 به هر جانب سمند جلوه بی‌باکانه می‌تازی نمی‌ترسی که تا دیدن نگاهی در کمین باشد؟

💡 روبرو بنشست با هر بی ره و رویی، دریغ کرد بی باکانه جا در جمع هر بی باک، حیف

💡 بیا بر لاله پا کوبیم و بی‌باکانه می نوشیم که عاشق را بحل کردند خون پارسایی‌ها

💡 چه در طول امل از حرص بی باکانه آویزی؟ به این زلف پریشان هر نفس چون شانه آویزی