آب و تاب

مترادف‌ها

جلال، جلوه

ویکی واژه

طراوت و شادابی.
با آب و تاب: مفصل با شرح جزئیات.
آب و تاب دادن: با طراوت و شاداب کردن.

جمله سازی با آب و تاب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روشن دل تو کس به هزار آب و تاب ساخت معمار کن زخشت و گل صبح و آفتاب

💡 شد دو بالا زین پل نوآب و تاب زنده رود طاق ابرویی چنین می خواست آب زنده رود

💡 نوبهار باغ هستی چون به رخسارت ننازد؟ یک گلی چون مهر، اما نه چمن را آب و تابی

💡 از پی معماری گل هر سحر موج نسیم بی تکلف برده از چشم و دل من آب و تاب

💡 یکی فلسم هوس هر روز در سیمابم اندازد خرد فرسایدم رنگ و ز آب و تابم اندازد

💡 او با وجود تمام آن آب و تاب و تبلیغات پر زرق و برق که برای افتتاحیه فروشگاهش راه انداخته بود، در نهایت مشتری زیادی جذب نکرد.

💡 خبر رسیدن به آن مبلغ هنگفت، هیچ آب و تابی نداشت و خیلی ساده و بی‌سر و صدا در میان مدیران شرکت مورد بحث قرار گرفت.

💡 نباید اجازه دهیم که آب و تاب مراسم‌های تشریفاتی، تمرکز اصلی ما را از هدف اصلی و مهم‌ترین مسائل اجتماعی و انسانی که با آن‌ها روبرو هستیم، منحرف کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران