ویکی واژه
آسودهحال
آسوده. تا پدر زنده بود، آسوده حال بودیم.
آسودهحال
آسوده. تا پدر زنده بود، آسوده حال بودیم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خصوص آنکه باشد به قید عیال که یکدم نمیباشد آسوده حال
💡 خبر نیست آزاده را از اسیر چو آسوده حالی، سر خویش گیر
💡 گر همی خواهی شوم آسوده حال رو ردای دور کن باخود مبر
💡 زما پاکدل باش و آسوده حال مده ره به دل رنج و بیم و ملال
💡 به روز وشب وهفته وماه وسال زهر درد وغم باشی آسوده حال
💡 برات عشرتم بر گلشن کشمیر شد جویا بحمدالله که دارم منصب آسوده حالی را