آفری
لغت نامه دهخدا
افری. [ اَ ف َ ] ( اِ ) مخفف آفرین است که در مقام تحسین گویند و بسکون ثانی هم درست است. ( برهان ) ( آنندراج ) ( مؤید ). کلمه تحسین و آفرین. ( ناظم الاطباء ).
افری. [ ] ( اِخ ) نام دختر سیامک بن مشی بن کیومرث. ( از تاریخ سیستان ص 3 ). و رجوع به تاریخ طبری چ لیدن ص 154 شود.
فرهنگ فارسی
نام دخترد سیامک بن مشی بن کیومرث
فرهنگ اسم ها
اسم: افری (دختر) (فارسی) (تلفظ: afri) (فارسی: اَفري) (انگلیسی: afri)
معنی: آفرین، ( مخفف آفرین )، کلمه تحسین و آفرین
دانشنامه عمومی
آفری. آفری ( انگلیسی: AFRY ) شرکت انرژی سوئدی است، که در سال ۱۸۹۵ تأسیس شد.
جمله سازی با آفری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اردشیر ایرانی کارآفرین موفقی بود که صاحب چندین سینما، بنگاه گرامافون و بنگاه خودروهای سواری بود.
💡 آفرین شاه بفزاید همی دین و خرد فرخ آن کس کافرین شاه دارد بر زبان
💡 خامه ی نقش آفرینت هست، لوحی ساده جو ورنه پیش خامهٔ نقاش لوح ساده باش
💡 اقلیم معتدله کوهساری مشخصه ارتفاعات جنوب و مرکز مکزیک، کوههای آمریکای مرکزی، کوههای آند شمالی در آمریکای جنوبی و کوههای شرق آفریقا و نیز مناطق دیگری مانند ارتفاعات بورنئو و گینه نو است.
💡 رود سانگها در بخشی از مناطق غربی این کشور جریان دارد. مرز شرقی جمهوری آفریقای مرکزی در امتداد کنارههای حوضه آبریز رود نیل قرار گرفتهاست.
💡 او سفرهای بسیاری به کشورهای اسلامی داشته و سالهای بسیاری را در عراق، مکه، حجاز، شام، شمال آفریقا و مصر گذراند.