فرهنگ فارسی
( آفریقایی ) ( صفت ) منسوب به آفریقا آفریقایی از مردم افریقا.
( آفریقایی ) ( صفت ) منسوب به آفریقا آفریقایی از مردم افریقا.
اِفریقایی (African)
مردمان بومی یا ساکنان قارۀ افریقا، به ویژه در مناطق جنوب صحرا، موسوم به افریقای سیاه. منطقۀ افریقای جنوب صحرا از لحاظ فرهنگی بسیار ناهمگن است و گروه های قومی و اجتماعی ـ زبانی متفاوتی را در خود جای می دهد. سه خانوادۀ زبانی اصلی در این مناطق عبارت اند از خانوادۀ نیجری ـ کنگویی، حمیتی ـ سامی (افریقایی ـ آسیایی) و چاری ـ نیلی (سودانی). گروه های کوچک زبانی ازجمله خویسانها نیز در این مناطق مشاهده می شوند.
منسوب و مربوط به آفریقا، قارهای در نیم کره جنوبی. کشورهای آفریقایی، گیاهان آفریقایی. سیاهپوستان آفریقایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از آنجا که هم تجارب ادراکی منجر به برانگیختگی شهوت و هم تعاریف مربوط به هنر، دائماً در حال نوسان هستند، ارائهٔ یک تعریف مشخص از هنر اروتیک، تا حدود زیادی دشوار است. به عنوان نمونه ساختن مجسمه از آلت تناسلی مرد، در برخی از فرهنگهای آفریقایی ممکن است به عنوان یک نماد و سمبل سنتی از اقتدار و توانمندی در نظر گرفته شود و هیچگونه وابستگی و ارتباطی با عشق شهوانی نداشته باشد.
💡 فرهنگ اصلی اکوادور با اکثریت مستیزوی اکوادور تعریف شدهاست و مانند نیاکانشان تلفیقی از اروپا، عوامل سرخپوستی و نیز متأثر از آفریقا است که از اجداد برده خود به ارث بردهاند. جوامع بومی اکوادور در ابعاد مختلف این فرهنگ غالب را پذیرفتهاند، اما برخی خود فرهنگی ویژهٔ خود نیز دارند، خصوصاً در جوامع دورتر منطقه آمازون. آفریقایی-اکوادوریهایی که کمتر به این فرهنگ غالب پیوستهاند، در واقع قربانیان بیکاری و تبعیضنژادی هستند.