آماردن
در زبان فارسی، واژه آماردن ریشهای کهن دارد و در معنای آوردن، نقل کردن و تحویل دادن به کار میرود. این فعل، که در گذر زمان تغییراتی را در تلفظ و کاربرد تجربه کرده است، همچنان در برخی گویشها و متون ادبی حضور خود را حفظ کرده است. اهمیت درک معانی و کاربردهای این واژه، به ویژه در تحلیل متون تاریخی و ادبی، بر کسی پوشیده نیست.
استفاده از آماردن در بافتهای مختلف، میتواند دلالتهای معنایی متفاوتی داشته باشد. گاهی به سادگی به معنای آوردن یک شیء یا مفهوم است، و گاهی در معنای گستردهتری چون ارائه کردن، بیان کردن یا حتی به ثمر رساندن به کار میرود. این چندوجهی بودن، آماردن را به واژهای جذاب برای واژهشناسان و پژوهشگران زبان و ادبیات فارسی تبدیل کرده است.
مترادفها
آماده کردن، مهیا کردن، فراهم کردن
لغت نامه دهخدا
( آماردن ) آماردن. [ دَ ] ( مص ) رجوع به آماریدن شود.
فرهنگ عمید
( آماردن ) = آماریدن
ویکی واژه
(قدیم): برشمردن.
جمله سازی با آماردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپورها و آماردها در همسایگی یکدیگر بودند و پس از کوچ اجباری آماردها، تپورها در نواحی آماردنشین جایگزین آماردها گشتند.