باد مخالف. [ دِ م ُ ل ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) بادی که مخالف جهت حرکت کشتی وقایق وزد. ضد باد موافق. بادی که کشتی را زیان داردو این مقابل باد مراد و باد موافق است و گاهی در غیر کشتی نیز اطلاق کنند. محتشم کاشی گوید:
برهم زده داردگل نازک ورقت را
آن باد مخالف که گذر سوی تو دارد.( از آنندراج ).چون باد مخالف آید از دور
افتادن برگ هست معذور.نظامی.رجوع به باد و باد شرطه و شرطه شود.
{headwind, opposing wind} [علوم جَوّ] بادی در خلاف جهت حرکت جسم متحرک نسبت به زمین
بادی در خلاف جهت حرکت جسم متحرک نسبت به زمین.
💡 به قرب ساحل از طوفان آه من مشو غافل که این باد مخالف بدعنان پیچاندنی دارد
💡 شد خرابات مغان از توبه ام زیر و زبر می زند باد مخالف بحر را بر یکدگر
💡 پشه باشد که به هر باد مخالف برود دزد شب باشد کز نور قمر بگریزد
💡 عارفان را دل قوی گردد ز موج حادثات بحر از باد مخالف صاحب جوشن شود
💡 گردد از باد مخالف پله خوابش گران چشم نرم افتاده است از بس حباب غفلتم
💡 نیست از باد مخالف فرق تا باد مراد شد تنک دریانوردی را که دل همچون حباب