اسری

لغت نامه دهخدا

اسری. [ اَ را ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اسیر. بردگان.
اسری. [ اَ را ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از سری. رونده تر: اسیر من الامثال و اسری من الخیال. ( عقدالفرید ج 1 ص 121 حاشیه ).
- امثال:
اسری من الخیال، اسری من انقد؛ کلاهما من السری و انقد اسم للقنفذ و القنفذ لاینام اللیل بل یجول لیله اجمع و یقال فی مثل بات فلان بلیل انقد و فی مثل آخر: اجعلوا لیلکم لیل انقد.
اسری من جراد؛ قال حمزة هو من السری التی هی السیر باللیل، قلت لو قیل اسری من قولهم سرأت ِ الجرادة تَسراء سَرْءً اذا باضت فلینت الهمزة فقیل اسری من جراد، ای اکثر منه بیضاً، لم یکن بیضة [ کذا ] [ شاید: ببعید ] و السراءةبالکسر بیضة الجراد و قد یقال سروة و الاصل الهمزة. ( مجمع الامثال میدانی ).
اسری.[ اَ را ] ( اِخ ) ( سوره ٔ... ) سوره بنی اسرائیل. و آن سوره هفدهم از قرآن پس از نحل و پیش از کهف است.

فرهنگ معین

(اَ را ) [ ع. ] (ص. اِ. ) جِ اسیر، بردگان، اسیران.

فرهنگ عمید

= اسیر

فرهنگ فارسی

نام سوره هفتم قر آن مجید.
اسیران، بندیان، جمع اسیر
( صفت اسم ) جمع: اسیر بردگان بندیان اسیران.
رونده تر

ویکی واژه

جِ اسیر؛ بردگان، اسیران.

جمله سازی با اسری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بپرد دل بیابان‌ها شود پیش از همه جان‌ها به ناگاهش تو پیش آیی که سبحان الذی اسری

💡 در دل شب بانگ سبحان الذی اسری زده بر در قصرِ فاوحی بانگ ما اوحی زده

💡 شهرستان ووکوار اسریجم ۲٬۴۵۴ کیلومترمربع مساحت و ۱۸۰٬۱۱۷ نفر جمعیت دارد و ۷۸-۲۲۴ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 گریزان شو به علیین دلا یعنی صلاح الدین چو تو بی‌دست و بی‌پایی که سبحان الذی اسری

💡 اعتصاب سراسری ونزوئلا در سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۳ تلاشی از جانب ونزوئلایی‌های مخالف با رئیس‌جمهور هوگو چاوز بود تا انتخابات ریاست جمهوری دیگری برگزار کنند.

💡 بازاریان ایران در شهرهای متعدد در پاسخ به فراخوان اعتصابات سراسری مغازه‌های خود را تعطیل کردند. کسبه و بازاریان در چندین شهر در مناطق مختلف ایران از جمله تهران پایتخت کشور، دست به اعتصاب زدند.