فرهنگ معین
(بِ ) (حامص. ) اصلاح، درست کرداری.
(بِ ) (حامص. ) اصلاح، درست کرداری.
اصلاح، درست کردا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فیلم درباره بحران هویت زنان، در نتیجه نابسامانیهای سالهای پس از جنگ جهانی دوم در اروپا است.
💡 بالاخره انگلیسیها با برقراری سیستم قوی نظارت دریایی در منطقه خلیج فارس توانستند به این نابسامانیها خاتمه دهند.
💡 نادرشاه در دوران شاهنشاهی خود هنگامی که اعزام نبرد با لزگیها بود زمانی را در این شهر سپری کرد و در آبادانی اشرفالبلاد (بهشهر کنونی) بسیار کوشید. از جمله کاخ چهلستون بهشهر را که هنگام نابسامانیهای دوران شورش افغانها ویران شدهٔ بود، بازسازی کرد.[نیازمند منبع]
💡 تپید عشق و درین کشت نا بسامانی هزار دانه فرو کرد تا درود مرا
💡 به مردمی که اگر از کلی خجسته کلی وگر ز سامانی سخت نابسامانی