اسبق
کلمه اسبق در زبان فارسی به معنای پیشین یا گذشته است. این واژه به طور خاص در متون ادبی و دینی به کار میرود و به مفهوم آنچه که در گذشته یا قبل از یک زمان خاص اتفاق افتاده است، اشاره دارد.
کاربردها و معانی
پیشین: به معنای آنچه که قبل از یک مورد یا زمان خاص قرار دارد.
گذشته: در برخی متون، به کارهایی که در زمانهای گذشته انجام شدهاند اشاره دارد.
مترادفها
پیشین، گذشته، سابق
متضادها
بعدی، لاحق
لغت نامه دهخدا
اسبق. [ اَ ب َ ] ( ع ن تف ) نعت تفضیلی از سبقت. پیش تر. جلوتر. سابق تر. سبقت گیرنده تر. پیش تر از پیش... از پیش پیش تر.
- امثال:
اسبق من الاجل.
اسبق من الافکار. ( مجمع الامثال میدانی ).
|| افضل.
فرهنگ معین
(اَ بَ ) [ ع. ] (ص تف. ) ۱ - پیش تر، جلوتر. ۲ - پیشروتر.
فرهنگ عمید
قبل از پیشین، سابق تر: رئیس سابق و رئیس اسبق شرکت.
فرهنگ فارسی
پیشتر، جلوتر، پیشترازپیش
( صفت ) ۱ - پیش تر جلوتر سابق تر سبقت گیرنده تر پیش تر از پیش از پیش پیشتر. ۲ - پیشروتر.
ویکی واژه
پیش تر، جلو
پیشرو
جمله سازی با اسبق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وان مهدی فرخ فال در معرکه دجال نه واپس و نه دنبال، بل اسبق و اقدم باش
💡 رضای او رضای حق ز وی افعال حق مشتق وجودش از وجود اسبق بعینه عین یکتا شد