بالابردن

لغت نامه دهخدا

بالا بردن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) بربردن. راندن از پائین بجایگاه برین. حمل کردن از زیر به زبر. متصاعد ساختن. برتر قرار دادن.
- بالا بردن ساختمان؛ برآوردن آن. بمرحله پوشش رساندن بنا.
|| افزودن. برکشیدن. علو بخشیدن. متعالی ساختن.
- بالا بردن سال کسی یا سن کسی؛ زیاده کردن میزان آن. افزودن بر آن. نمودن که دیرینه تر است. به پیری گرایاندن کسی:
کی ترقی می تواند داد احوال مرا
می برد بالا سپهر دون همین سال مرا.
اسماعیل ایما ( از آنندراج ).
- بالا بردن مقام کسی؛ برکشیدن وی. برآوردن پایگاه او. ترقی دادن مرتبه او.
- بالا بردن نرخ؛ افزودن بر بهای کالا.ترقی دادن بهای آن. بهای آن را زیادت کردن: قیمت قند را بالا بردند؛ بر بهای آن افزودند.
|| پیش بردن کار. ( آنندراج ):
کار بالا نبرد دست نیابد برکام
هرکه دلداده آن قامت و بالا نشود.ابونصر نصیرای بدخشانی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

راندن از پائین بجایگاه بالا

جمله سازی با بالابردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نشان‌ها در بسیاری از کشورها برای بالابردن ارزش فرد در مراکز غیرقانونی جعل می‌شوند تا یک فرد عادی را با دکوراسیون نشان‌ها، باارزش تر جلوه دهند.

💡 عمل پلانتار فلکشن هنگامی روی می‌دهد که مثلاً بخواهیم با پا پدال گاز را فشار دهیم. برعکسِ این عمل (فشردن پاشنهٔ پا به زمین و بالابردن انگشتان پا) را دورسی فلکشن پا می‌نامند.

💡 برعکس چنانچه تنش متناوب قبلی از مقداری بسیار پایین‌تر از حد تحمل شروع شود و به صورت گام به گام به آن افزوده شود حد تحمل را افزایش می‌دهد. این پدیده در عمل دارای اهمیت زیادی است و آن را تمرین دهی برای بالابردن حد تحمل می نامند.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز