برناس

لغت نامه دهخدا

برناس. [ ب َ ] ( ص ) غافل و نادان. ( برهان ) غافل و خواب آلوده.( آنندراج ). فرناس. و رجوع به فرناس و برناسی شود:
نامه ها پیش تو همی آید
هم ز بیداردل هم از برناس.ناصرخسرو.

فرهنگ معین

(بَ ) (ص. ) غافل، نادان.

فرهنگ عمید

۱. غافل: نامه ها پیش تو همی آید / هم ز بیداردل هم از برناس (ناصرخسرو۱: ۲۸۶ ).
۲. نادان.
۳. خواب آلوده.

فرهنگ فارسی

غافل نادان.

ویکی واژه

دانا.مومن

جمله سازی با برناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز آن قصیده که از روزگار برنایی که کار پیر نه چون کار مردم برناست

💡 کردار تو گویی به مثل اختر سعدست زیرا که بدو بخت بشر فرخ و برناست

💡 باد هر فصل زفر خنده زما نت خرم که جهان کهن از دولت بختت برناست

💡 دهر چو اقبال تو برنا شده است خوش بودی گر همه برناستی

💡 رحمی نکند بر این دل پیر یاری که چو بخت خویش برناست

💡 رای او پیرو دولتش برناست دست او بحر و خنجرش گهرست

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
خجه لر یعنی چه؟
خجه لر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز