برداری

لغت نامه دهخدا

برداری. [ ب َ ] ( حامص مرکب ) برداشتن. برداریدن. و چون به کلمات دیگر پیوندد معنی حاصل مصدری از مجموع برآید چنانکه در ترکیبات ذیل:
- باربرداری. بهره برداری. پسه برداری.خاک برداری. شن برداری. عکس برداری. کلاه برداری. گودبرداری. نقشه برداری. و رجوع به هریک از این ترکیبات در جای خود شود.

فرهنگ فارسی

برداشتن برداریدن.

جمله سازی با برداری

💡 در آن چمن که تو از رخ نقاب برداری نسیم دفتر گل را دهد به آب تمام

💡 سلامت کی توانی در گریبان کفن بردن سر تسلیم اگر، زان حلقه ی فتراک برداری

💡 تحلیل ساختاری مدل اتورگرسیو برداری به علیت به بیان گرانجر تعبیر می‌شود.

💡 بود کز زیر پا برداری و خوانی غم خود را به خون دل نویسم وافکنم در رهگذر کاغذ

💡 فیلمبرداری در دسامبر ۲۰۱۶ آغاز شد و در مارس ۲۰۱۷ به پایان رسید.

💡 از دل پر المم کلفت ره برچینی از تن پر سقمم بار سفر برداری

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز