کلمهی «برتافته» در زبان فارسی به معنای تحمل کرده، طاقت آورده یا از پس چیزی برآمده است و معمولاً به حالتی اشاره دارد که فرد توانسته دشواری، فشار یا سختیای را پشت سر بگذارد و بر آن غلبه کند. این واژه در متون ادبی، اخلاقی و فلسفی به کار میرود و نشاندهنده قدرت روحی، صبر و استقامت فرد در مواجهه با مشکلات و ناملایمات زندگی است. فرد برتافته کسی است که با تحمل مشقات، سختیها یا آزمایشها، توانایی مدیریت شرایط دشوار و حفظ تعادل در رفتار و ذهن خود را دارد. این صفت اخلاقی غالباً با فضایل دیگر مانند بردباری، شکیبایی و استقامت همراه است و ارزش والایی در نگاه تربیتی و اخلاقی دارد. در متون ادبی، «برتافته» گاهی به عنوان وصفی برای شخصیتی قوی، مقاوم و با اراده به کار میرود که توانایی عبور از مصائب و چالشها را دارد. از نظر معنایی، «برتافته» با واژههایی چون تحملکننده، صابر، شکیبا و استوار همخانواده است و بیانگر توانایی فرد در مدیریت فشارها و مشکلات است. به این ترتیب، این واژه تصویری از فردی ارائه میدهد که با تکیه بر تواناییهای درونی، از پس مشکلات برآمده و بر شرایط دشوار غلبه کرده است.
برتافته
لغت نامه دهخدا
برتافته. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) نعت مفعولی مرکب از برتافتن. رجوع به برتافتن و تافتن شود: عقلاء؛ شتر ماده برتافته پای. ( منتهی الارب ).
- برتافته شدن؛ خشمگین شدن. رجوع به تافته شدن شود.
فرهنگ معین
( ~. تِ ) (ص مف. ) ۱ - برگشته. ۲ - پیچیده. ۳ - تاب آورده.
فرهنگ عمید
۱. برگردیده، برگشته.
۲. پیچیده.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- برگشته برگردیده. ۲- برگردانیده. ۳- پیچیده. ۴- سوراخ کرده سفته. ۵- تحمل کرده تاب آورده.
ویکی واژه
برگشته.
پیچیده.
تاب آورده.
جمله سازی با برتافته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او بدان لاغرمیانی ای شگفت چون که این بار گران برتافته
💡 ما روی ز هر دو کون برتافتهایم بس سینهٔ دل به فکر بشکافتهایم
💡 راه برتافته از ره بره آید وقتی نجم بگریخته از در به در آید روزی
💡 اندر طلب آن قوم که بشتافتهاند از هرچه جز اوست روی برتافتهاند
💡 ور صورت رضوان به سوی خلد کشیده برتافته از ذوق ریاض تو عنان را