براستی
مترادفها
حقیقتاً، واقعاً، بی شک، مسلماً
لغت نامه دهخدا
براستی. [ ب ِ ] ( ق مرکب ) ( از: ب + راستی ) حقاً. ( یادداشت مؤلف ). الحق. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
حقا الحق.
جمله سازی با براستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کآنجا براستی کند اظهار عدل و داد تعدیل کفر و دین شود اندر صف معاد
💡 بدین ترتیب فضایی پهناور داریم که در معرض امواج سیل آسای نور قرار گرفته، و گنبدی مرکز داریم که به نظر میرسد بر نوری تکیه دارد که از پنجرهها به درون میفرستد. نور عنصر اسرارآمیز این بناست، نوری که بر سطح موزائیک میتابد و میدرخشد، نوری که از سطح مرمرها منعکس میشود. طراحی براستی منحصربهفرد ایا صوفیا نشانگر سازهای بسیار پیشرفته و پروژه بلند همت و منحصربهفرد در عهد عتیق است.
💡 چون تو ملک براستی و داد کی نشست چون تو فلک بدانش و دولت کرا بخاست
💡 حکایتی علم الله براستی گفتی چنانکه نیست در او جای هیچ بحث و نظر
💡 از تکاپو چون عنان پیچد به میدان نبرد در تزلزل مرکز این تودهٔ غبراستی
💡 «وَ هُوَ الَّذِی أَحْیاکُمْ» اوست آنکه شما را زنده کرد، «ثُمَّ یُمِیتُکُمْ» پس آن گه بمیراند شما را، «ثُمَّ یُحْیِیکُمْ» پس زنده گرداند شما را، «إِنَّ الْإِنْسانَ لَکَفُورٌ» (۶۶) این مردم براستی که ناسپاس است.
💡 این کتاب با جزئیات بسیار دقیق و شیوایی بینظیر نوشته شده است و براستی میتوان گفت که یکی از شاهکارهای بزرگ ادبی قرن حاضر است.
💡 او با دیدن مناظر بسیار زیبای کوهستان در هنگام طلوع خورشید، براستی احساس کرد که تمام خستگیهای ناشی از سفر طولانی را فراموش کرده است.
💡 نتایج بهدستآمده از این تحقیق علمی بسیار گسترده، براستی نشاندهنده تغییرات مهمی است که در ساختار اتمسفر کره زمین طی چند دهه اخیر رخ داده است.