لغت نامه دهخدا
بجی. [ ب ُ ج ُ ] ( اِ ) در تداول محلی جدا کردن علفهای هرز از محصول و کندن آنها. وجین. بی خو.
- بجی کردن؛ کندن علف هرز ( در اصطلاح گناباد ). وجین کردن. بی خو کردن.
بجی. [ ب ُ ج ُ ] ( اِ ) در تداول محلی جدا کردن علفهای هرز از محصول و کندن آنها. وجین. بی خو.
- بجی کردن؛ کندن علف هرز ( در اصطلاح گناباد ). وجین کردن. بی خو کردن.
وجین بی خو.
بجی ( به لاتین: Bejey ) یک منطقهٔ مسکونی در قرقیزستان است که در شهرستان بادکند واقع شده است. بجی ۵۷۴ نفر جمعیت دارد و ۱٬۶۱۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
💡 در ۲۵ ژوئیه، آلن واکر تک آهنگ جدید خود را با نام «سریع زندگی کن»[و ۴۰] به همراه ایسپ راکی با همکاری پابجی موبایل منتشر کرد.
💡 بر کف آرد چون سنان اژدها پیکر فلک چون کشف از بیم سر دزدد بجیب خویشتن
💡 بود بجیب مکان، تا چو مهر صفحه خاک بود بدست زمان، تا چو سبحه شهر صیام
💡 در ۶ فوریه ۲۰۱۹، بجی با مبلغی نامشخص با امضای قراردادی سه و نیم ساله به باشگاه فوتبال راپید وین در بوندسلیگا اتریش منتقل شد.
💡 بجیب همت ارزانی بدارالملک ربانی ز سوی حضرت قدسی جنیبتها روان بینی
💡 بتنهابجیش برد زد و گشت مستقل بدان نازکی که بود حریر از تنش خجل