لغت نامه دهخدا
باهن. [ هَِ ] ( اِ ) ثلث پرتن در اصطلاح هندیان: وکل پرتن [ یحوی ] علی ثلثة باهن و کل باهن علی ثلثة کن و کل کن... ( از ماللهند بیرونی ص 202 ).
باهن. [ هَِ ] ( اِ ) ثلث پرتن در اصطلاح هندیان: وکل پرتن [ یحوی ] علی ثلثة باهن و کل باهن علی ثلثة کن و کل کن... ( از ماللهند بیرونی ص 202 ).
ثلث پرتن در اصطلاح هندی است
💡 سارگون دوم به شورشیهای الیپی حمله کرد و شهر هوباهنا را تسخیر کرد. او همچنین ۳۳٬۶۰۰ نفر را اسیر کرد و ۶۰۰ الاغ و قاطر را غنیمت گرفت. همچنین تالتا دوباره به حکومت رسید.
💡 کشتند بغمخواری در ناله و در زاری مرغان شباهنگم مستان سحر خیزم
💡 آنان که ادعا میکنند او [ذوالقرنین] ایرانی، رومی، یا این که اسکندر مقدونی بودهاست، در اشتباهند.
💡 چون ژاله و صبا و شباهنگ همچنین معزول روز باش و عملران صبحگاه
💡 ناگهان مرغ شباهنگ برآورد خروش هم صفیران چمن سیر، کشیدند آواز
💡 احمد امری سرپرست وزارت راه و ترابری از ۲۶ مرداد۱۳۶۰ تا ۱۲ شهریور ۱۳۶۰ در دولت محمدجواد باهنر بود.